انتقادات طوفانی حمید عسکری از تهیه کننده فیلم جدیدش در گفت و گو با ایده آل
آقای تهیه کننده آمده بود مهمانی!

گاهی چرخش و تغییر مسیر لازم است.گاهی خوب است که شما تجربه های جدیدی را پشت سر
بگذارید و البته خوب است که توانایی های خود را مورد آزمون قرار دهید.این کمک می کند تا هم
شناخت بهتری از خود و دانسته های تان داشته باشید و هم اینکه ورود به یک دنیای جدید می تواند
مخاطبان تان را هم گسترش دهد. حمید عسکری آن قدر در موسیقی چهره مطرح و محبوبی است
که نیاز نداشته باشد برای جلب توجه یا رسیدن شهرت وارد رشته دیگری شود اما به هرحال وسوسه
بازیگری چیزی است که اگر امکانش پیش بیاید. به راحتی نمی توان از کنارش گذشت. البته
حمیدعسکری پیش تر هم ویژگی ریسک پذیری خود را نشان داده بود کارهای موسیقی خود را با
سرو شکلی جدید ارائه کرد که باز هم مورد استقبال واقع شد کاری که هر خواننده ای جسارت
اجرایی کردنش را ندارد و به راحتی از یک سبک امتحان پس داده موفق بر نمی گردد.عسکری این
روزها تجربه های بازیگری را هم به کارنامه حرفه ای خود افزوده که هنوز برای قضاوت درباره توانایی
های وی در این حیطه زود است.
***
هر کسی سر جای خودش
بازیگر شدن اتفاق یکباره ای در روند کاری من نبود.اوایل کارم در موسیقی به شکل حرفه ای
سه سال با "هدایت فیلم"قرار داد داشتم و در واقع مرتضی شایسته مدیر برنامه هایم بود.در آن زمان
هم امکان و پیشنهاد حضور در سینما زیاد داشتم اما معتقد بودم فوتبالیست باید فوتبالش را بازی کند
بازیگر باید بازی اش راانجام دهد و خواننده هم کار خودش را .اگر هر کسی در هر جایگاه و زمینه ای
که هست خوب و موفق عمل کند درست و بهتر است.
پشیمانی از تجربه کار با بانکی ها
به هر حال بعد از مدتی این طلسم شکسته شد و خواستم خود را محکی بزنم. به نظرم کار
"شانس.عشق.تصادف" ساخته ی آقای آرش معیریان به نسبت کار قابل قبولی برای من در نخستین
تجربه ام بود.نقشم هم در آنجا به هر حال یک خواننده بود و از فضای کار اصلی ام خیلی دور نشدم
اما در کار "دو دوست"واقعا همه چیز به هم ریخت.نمی خواستم در کار حضور داشته باشم اما
شرایطی پیش آمد که به نوعی با خودم گفتم ممکن است تجربه خوبی بشود هر چند استفاده از
یک گروه خانوادگی که واقعا در این زمینه نابلد بودند.به جای عوامل حرفه ای باعث شد از این تصمیم
پشیمان شوم اما باز هم این تجربه کمک کرد تا از این به بعد واقعا با دید بازتری جلو بروم و به هر
قیمت و علتی در هر فیلمی بازی نکنم.چون معتقدم خواننده ای که قصد دارد در بازیگری حضور
داشته باشد دست کم باید طوری حرکت کند که اعتبار شهرت و محبوبیتی که از خوانندگی کسب
کرده هم حفظ شود.
دور برگردان بعد از چند کما
زمانی به این موضوع فکر می کردم که نباید دست کم در نوع کارتغییر کرد و باید در خطی که تو را با آن
شناخته اند حرکت کنی.البته این ترس تا حدی درست هم هست چون ممکن است مخاطب کار جدید
شما را دوست نداشته باشد اما بعد از مدتی متوجه شدم که از جایی به بعد این تکرار می تواند
خطرناک باشد.به نظرم آلبوم های اول فرصتی بود تا سبک و سیاق کارم را برای مخاطبان جا بیندازم
که موفق شدم این کار را انجام بدهم .بعد از آن دیگر نیاز به یک تغییر بود.اوایل ولی از این تغییر می
ترسیدم.باید در جایگاه یک خواننده باشید تا ببینید چقدر سخت است که بخواهید این ریسک را انجام
دهید چون ممکن است که بخواهید این ریسک را انجام دهید چون ممکن است مخاطبان تان ریزش
داشته باشند.از سویی اگر هنرمند ریسک نکند دچار تکرار می شود و شکست یک هنرمند زمانی
است که کار تازه ای ندارد رو کند.
شایعه خروج از ایران
وقتی چند سال پیش برای کنسرت از ایران خارج شدم شایعاتی مطرح شد که ایران را برای اقامت
در آمریکا ترک کرده ام و دیگر بر نمی گردم.بارها شایعات مشابهی شنیده ام که قصد دارم از ایران
بروم و ... اما بی تعارف باید بگویم با روحیه ای که من دارم این برایم بسیار سخت است من هرگز
نمی توانم به مدت طولانی خانواده دوستان آشنایان و کشورم را نبینم.
استارت تیتراژ با دختران حوا
هیچ کس نمی تواند نقش پر قدرت رسانه ای مانند تلویزیون را در مطرح کردن نام و صدای یک خواننده
به خصوص در ایران که محلی یا شبکه ای برای حضور خواننده ها و موزیسین ها وجود ندارد انکار نکند.
من هم دوست داشتم این اتفاق برایم بیفتد اما متاسفانه به هر علتی تا مدت ها شرایط برای پخش
صدای من از صدا و سیما مهیا نبود چه برسد بخواهم تیتراژی داشته باشم.وقتی این مساله رفع شد
و آقای سهیلی زاده از من دعوت کردند پذیرفتم.البته این را هم بگویم که دنبال این نبودم که در هر
کاری هم بخوانم چون سبک کارهای من داشت.دو تراک ساختیم به نام های "بن بست" و
"برای خونه دلتنگ" که به ترتیب در ابتدا و انتهای کار پخش شد.این شروع و استارت تیتراژخوانی من
در تلویزیون بود که تجربه بسیار خوبی هم بود و خوشحالم به شکل درستی ادامه پیدا کرد.
روز و شب با موسیقی
اگر از هر موزیسینی بپرسد که چه مقدار از روز خود را با موسیقی سر و کار دارد حتما به شما می گوید
حتی در خواب هم این حال و هوا رهایش نمی کند و این واقعیت است.وقتی موسیقی نه تنها علاقه
بلکه حرفه شما بشود.در مسیری قرار می گیرد عمده تحت الشعاع موسیقی قرار می گیرد چون
به واقع مشغله ذهنی و دغدغه من است. در کنار ساخت قطعات اجرای کنسرت های مختلف و
مقوله های مرتبط با آن تمام وقت آزاد مرا هم می گیرد و چیزی به آن نام معمول اوقات فراغت
برایم نمی گذارد.
تاثیر تورم بر تفریح
دوست ندارم درباره ی چیزهایی صحبت کنم که عموم مردم برایش امکان مناسبی ندارند.مثلا چه
فایده دارد از لذت سفر بگویم وقتی می دانم خیلی از خانواده های ما توان انجامش را ندارند بله کسی
منکر این نیست که سفر رفتن و گشتن لذت دارد اما نه وقتی که شما نمی توانید حتی هزینه
های روتین زندگی خود را با آرامش و فراغ بال تامین کنید.به نظرم در این شرایط اقتصادی بهتر
است که در خانه بمانید و تکان نخورید.اینکه عده ای از هنرمندان مدام در سفر هستند و ...
چیزی نیست که بتوان به همه اقشار هنرمند تعمیم داد.همه هنرمندان که وضعیت مالی مناسبی
ندارند و آن قدر تامین نیستند که پول خرج کردن باری شان مساله ای نباشد.شاید در آمد سالانه
من از یکسری آدم ها بیشتر باشد اما این چنین نیست که متوجه تورم و گرانی نشوم.هر چه شرایط
اقتصادی سخت تر بشود.من هم کمتر از قبل می توانم به تفریح بپردازم بنابراین من هم متوجه تاثیر
گرانی بر زندگی می شوم.
یک عالمه درد اجتماعی
خیلی دوست دارم کارهایی اجرا کنم که طیف گسترده تری از مشکلات روز اجتماعی را در بر بگیرد
اما سبک کاری و حتی خواندن و صدای من این اجازه را نمی دهد کما اینکه معتقدم من هم از مقوله
هایی می خوانم که عمده مردم آن را حس کرده اند خواننده عاشقانه های لوکس نبودم.به اندازه
خودم و به روش خودم تا آنجا که سبک کاری ام اجازه می دهد به مشکلات پرداخته ام و بخشی
از این همه دردهای اجتماعی را نشان داده ام.
کنسرت های 100 هزار تومانی
همیشه وقتی قرار است کنسرتی برگزار کنم به این فکر می کنم که قرار است این اجرا برای
چه کسانی باشد.قطعا با شرایط مالی عموم جامعه و گرانی کنسرت ها هر قشری نمی تواند
این امکان را داشته باشد که به این محیط وارد بشود و این امر مرا ناراحت می کند.خیلی متاسفم
که در این شرایط کار می کنیم وگرنه خودم دوست دارم خیلی ها به کنسرت من بیایند.بلیت 100
و 60 هزاری که با تخفیف می شود 40و50 هزار تومان اصلا هزینه ارزانی برای این کار نیست.
از بیلیارد تا تیر اندازی
این توصیه نخ نما شده است که بگویم ورزش خوب است و کمک می کند سالم بمانید اما حقیقیت
دارد و من هم سعی کرده ام ورزش هایی را که دوست دارم دنبال کنم.گاهی تیر اندازی می روم اما
بیشترین وقتم را در این زمینه بیلیارد می گیرد که در خانه هم امکانش را دارم و انجام می دهم.
در خانه تجهیزات روتین مربوط به ورزش را هم دارم و روزانه تا حدی که بشود ورزش می کنم.آدمی
نیستم که بگویم می خواهم اندام خودم را تقویت کنم بیشتر برای آن است که یک آمادگی کلی داشته
باشم.
چند پیشنهاد تام هنکسی
علاقه وافری به سینمای هالیوود دارم چون متاسفانه کارهای داخلی خوب زیاد ساخته نمی شود
و خیلی باید برای تماشای یک کار خوب وقت صرف کرد. اساسا فیلم های خوب را دوست دارم .
اکشن نمی بینم فیلمی را دوست دارم که مفهومی را منتقل کند و داستان خوبی داشته باشد. مثلا
اگر بخواهم برای خوانندگان نشریه شما پیشنهادی داشته باشم فیلم فارست گامپ با بازی تام هنکس
است. مثلا آن سکانس حضور الویس پریسلی و یادگیری حرکات روی صحنه از یک بچه فلج! خب درست
است که واقعی نبود اما مفهوم خودش را خوب بیان می کرد و این به نظرم ارزشمند است یا سکانس
افتتاحیه فیلم و آن چرخش پر و بسته شکلات یکجورهایی به معنای زندگی اشاره داشت .کار دیگری
که توصیه می کنم ببینید "ترمینال" باز هم با بازی تام هنکس است.اصلا تام هنکس و راسل کرو
بازیگران محبوب من هستند. متاسفانه تا این زمان که با شما صحبت می کنم نشد در آمریکا
به سینما بروم.وقت این کار را نداشتم اما در این فرصت باقی مانده حتما خواهم رفت.


برچسبها:
مصاحبه